احمد احمدى بيرجندى
24
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
به روز معركه خورشيد چشم آن دارد * كه توتيا كشد از گرد رهگذار حسن بسا كه جان بسپردند در هزاهز « 5 » جنگ * دلاوران ، به سر تيغ جان سپار حسن بدان اميد كه چشم قبول بگشايد * گشاده روضهء رضوان در انتظار حسن فلك ز فضلهء خوانش دو قرص نان دارد « 6 » * كه باشد آن كه نباشد وظيفه خوار حسن ؟ هزار منعم و درويش بر يسار و يمين * يمين گشاده بر آوازهء يسار « 7 » حسن بجز خداى كه داند كه عالم الغيب است * كمال قربت پنهان و آشكار حسن امامت و حسب و نسبت على بودش * زهى ستوده خصال و زهى شعار حسن اگر وثيقهء حبل المتين « 8 » همى خواهى * متاب سر ز سر زلف تابدار حسن به زير سايهء طوبى كسى تواند بود * كه سايه افكندش سر و جويبار حسن ز دست ساقى كوثر خورد شراب رحيق « 9 » * كسى كه مشرب او هست چشمهسار حسن سخن به قدر حَسَن چون سرايد ابن حسام * كه نيست مدحت حسّان « 10 » به اقتدار حسن